روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
269
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
گذاشته بودند كه عبارت بود از شش تنگ زرين كه بر آنها كندهكارى زيبايى شده بود و مرواريد و سنگهاى گرانبها كار گذاشته بودند و نيز شش جام زرين كه مانند تنگها با مرواريد و گوهرها آراسته بودند . در برابر اين صندوق ميز كوچكى از زر به بلندى دو بدست ( وجب ) قرار داشت كه با سنگهاى زيبا و مرواريد آرايش گشته بود . بر فراز اين ميز زمرد بزرگى بود برنگ سبز روشن * اين زمرد در وسط ميز كار گذاشته شده بود و طول آن چهار بدست بود و پهناى آن يك بدست و نيم . در كنار ميز درخت زرينى بود شبيه به كاج كه شاخههاى آن به كلفتى ران آدمى بود و شاخههاى كوچك از آنها براست و به چپ منشعب گشته بود كه بر آنها برگهايى درست مانند برگ كاج ساخته بودند . اين درخت به بلندى يك نفر بود و پايين آن را چنان ساخته بودند كه گويى ريشهء آن از ظرف بزرگى كه در آنجا بود روييده است . ميوهء اين درخت همه از لعل بدخشان و زمرد و فيروزه و ياقوت كبود و ياقوت معمولى به مقدار فراوان و مرواريدهاى گرد درشت شرقى فوق العاده زيبا بسيار بود . اين گوهرها را به درخت مزبور نصب كرده بودند و نيز انبوهى از پرندگان كوچك زرين بر روى آن كار گذاشته بودند كه بر روى آنها لعابهاى رنگارنگ زده بودند كه پندارى اين پرندگان بر شاخهها نشستهاند . برخى ازين پرندگان بالها را گسترده بودند كه گويى ميخواهند پرواز كنند و بعضى بالها را بسته بودند چنان كه پندارى هم الان نشستهاند . بعضى ديگر مشغول خوردن از ميوهها بودند و به ياقوت و فيروزه و ديگر گوهرها و يا مرواريدهايى كه ظاهرا بر شاخههاى درخت روييده بودند ، نوك ميزدند . در آنسوى اين درخت نزديك تجير چادر ، پردهاى از چوب قرار داده بودند كه جلو آن تختى بود . بر روى اين تخت تشكهاى بسيارى گسترده بودند كه با ابريشم پوشيده شده و بر آنها برگهاى كاج و گل و نقشهاى گوناگون گلدوزى كرده بودند . در برابر اين تخت در آنسوى چادر پردهء